نی نیم پسر شد
سلام عزیز مامان قندعسلم مامانی 4شنبه ای 26تیر رفتم سونو دوباره پیش شاکری رفتم ساعت6صبح بعد سحر رفتم تا تو ترافیک نمونم و نوبتمم زود بشه نفر سوم بودم دکتر ساعت9اومد من زودی رفتم تو پسر گلم این سری هم خیلی بامزه نشسته بودی دکترم اینقدر اذیتت کرد تا درست حسابی بشینی. وگفتش شما شدی قند عسل مامان تا اینو گفت حرصم دراومد گفتم چرا اشتباه گفتی اینقدر حرف زد مخمو خورد یه جورایی خودشو توجیه میکرد سی دی غربالگری اولتو هم گرفت گفت ببینم چرا اشتباه به شما گفتم و گفت واستون پست میکنم که اینقدر من زنگ زدم تا اخرش اقای دکتر سرش شلوغ یکشنبه واسم فرستاد.الهی مامان فدات بشه من لحظه شماری میکنم تا بیای بغلم منم تا جمعه ای خونه ی مامانی بودم بابایی هم منتظر بو...
نویسنده :
zbagheri
15:26




